کلاغ ها می خندند
تو محو می شوی در مه و من درازدحام دست های آلوده می شکنم
تو نمی شنوی انگار
رسوب می کنم در سیاهیچشم هایت
دست و پای دلم درد می گیرد
تو همچنان دور می شوی و من تماممی شوم
باران می گیرد !!!
بانو نوشت:هیچ وقت پاییز را تا به این اندازه غمناک ندیده بودم ...
برچسب:
نویسنده: Zx Group