خرید بک لینک
بسمه تعالی
این متن از زبان همسر شهید همت نقل شده است:
روزی فرزندم به شدت بیمار وبه تب شدید مبتلا شده بود و من فکر می کردم او را از دست خواهم داد ؛ من هم شروع کردم به گله کردن پیش حاج همت و گفتم : باشه دیگه آخه این رسمشه ؟ خودت که رفتی و ما هم گذاشتی با یه بچه کوچولو ! بعد از چند دقیقه که داشتم گریه می کردم دیدم حاج همت اومده داره بچه رو بغل میکنه و نازش می کنه و یک دفعه غیبش زد ؛ من دیدم تبش قطع شد و من فکر کردم این کسایی که روبه موت هستن چند دقیقه حالشون خوب می شه شاید این اتفاق افتاده ، و من سریعا" بردمش اورژانس و بعد از اینکه دکتر معاینه اش کرد من رفتم پیش دکتر و اون به من گفت آخه چرا مارو اذیت می کنید؟ این دختر بچه حالش از ما بهتره....
***

یکی فرمانده های جنگ برای بقیه تعریف می کرد میگفت : خدا رحمت کنه حاج عبد الله ضابت رو که یکبار تعریف می کرد: من خیلی دوست داشتم سید مرتضی آوینی رو ببینم ، ولی ایشون شهید شد ... میگه یه بار اومده بودیم تو مناطق جنگی مستقر شدیم و شب خوابدیم و دیدم تو خواب شهید آوینی اومد به خوابم ؛ منم تو خاب باهاش حرف زدم و درد دل هامو کردم و گفتم آقا سید خیلی دوست داشتم وقتی تو زنده بودی من ببینمت ولی شاید توفیق نشد ... سید به من گفت : نگران نباش ، فردا ساعت هشت صبح بیا سر پل کرخه منتظرتم... صبح بلند شدم ولی به زنده بودن شهید شک داشتم گفتم آخه این چه خوابی بود؟ این که خیلی وقته شهید شده . گفتیم حالا بریم ببینیم چی میشه؟ بلند شدم رفتم سر قرارمون ، نیم ساعت دیر رسیدم دیدم خبری از آوینی نیست ... داشتم مطمعن می شدم که اینا همش خواب وخیاله !!! سربازی که داشت اون طرفا پست می داد اومد نزدیک من و گفت : آقا شما منتظر کسی هستی؟ گفتم والا من با یکی از رفقا قرار داشتم ، گفتش چه شکلی بود ؟ گفتم : موهای جو گندمی ، عینکش این شکلی بود .... گفت : عجب! رفیقت اومد تا ساعت هشت منتظرت شد ولی نیومدی... بعد که میخواست بره اومد پیش من گفت : یه کسی میاد با این اسم و با این قیافه بهش بگو آقا مرتضی اومد نیومدی ، خیلی کار داشت رفت... بعد با انگشتش روی این پل یه چیزی نوشت و رفت ؛ برو بخون... بعد من رفتم دیدم خود مرتضی آوینی با انگشتش نوشته : فلانی آمدیم ، نبودید ، وعده ما بهشت (سید مرتضی آوینی) .....

میگن یه شهیدی توی طلاییه پیدا کردن که سیزده سال زیر خاک بود سالم پیدا کردن!!!!...


شهید مرده؟ ماها مردیم...

برچسب: نویسنده: Zx Group تاريخ: سه شنبه 11 تير 1392 ساعت: 1:15

صفحه بندی